|
بهبود دوره آموزش و پرورش عمومی صرفا از طریق اصلاحِ شیوه های ارزشیابی تحصیلی
|

نويسنده اميدوار است، مطالعه اين كتاب، دست اندركاران و ذينفعان سازمانها برنامهها و گروههاي مختلف را به انديشه استفاده از فنون نوين ارزشيابي بيندازد. نويسنده در اين راه آمادگي هر گونه همكاري و تسهيلگري از جمله ارائه كارگاه آموزشي ارزشيابي توانمندساز از طریق موسسه ارزشیابی توانمند ساز معین را دارد. انشاءالله در آينده نزديك «كتاب كار ارزشيابي توانمندساز» كه در آن مطالب اين كتاب بسط و ايضاح بيشتري يافته به زيور طبع آراسته گردد.
محمد حسن محقق معین نویسنده این کتاب بوده و موسسه بین المللی توسعه مفاهیم مدنی چاپ اول آن را در 120 صفحه و 3000 نسخه منتشر نموده است.
هدف ارزشیابی خدمت به آموزش است، نه در کمین نشستن برای غافلگیر کردن دانش آموز و محک زدن او با معیار آنچه «نمی داند» فرهنگ موفقیّت رامی توان با کاربرد روش صحیح در آموزش و ارزشیابی بر فضای کلاس غالب کرد.
امروزه نیازمند سیستم هایی از سنجش و ارزیابی هستیم که به هر دانش آموزبه دیده ی حرمت نگاه کند.موهبت های طبیعی و انسانی او را بسیار بیشتر از آزمونهای سنتی نشان دهد.
اطّلاعات حاصل از سنجش و ارزشیابی مستمر هر دانش آموز باید به این پرسش معلم پاسخ دهد که این دانش آموز درکجا قرار دارد و من برای پیشرفت او چه می توانم بکنم؟ نه اینکه معلم نتیجه گیری کند که مثلاً این دانش آموز زیرحد متوسط یا کند ذهن یا تیزهوش است .

چندي پيش مطلبي را در همشهري آنلاين خواندم ...... كه مرا به عنوان فردي كه كودك كلاس اولي او شامل طرح ارزشيابي توصيفي شده است ، نگران كرد!!!......
![]() |
منظور از روش هاي توصيفي در ارزشيابي توجه به رويكردي است كه در آن معلم تغييرات و تحولات ايجاد شده در دانش آموز را با فنون متفاوت بررسي كرده و به صورت مشروح بر اساس شاخصهاي پيشرفت و يا اهداف از پيش تعيين شده به اطلاع دانش آموز و والدين مي رساند.
از آنجایی که قرن بیست و یکم، قرن اطلاعات، ابتکار و مهارت و سرعت می باشد بنابراین ویژگی های معلم در این قرن بر اساس این اصول می باشد.
الف) اطلاعات
ب) ابتکار
ج) مهارت و سرعت
د) ویژگیهای اخلاقی
مسائل اساسی در آموزش و پرورش قرن 21
کسی به طور قطع نمی تواند ابراز نظر کند که قرن بیست و یکم دارای چه ویژگی هایی خواهد بود اما آنچه مسلم است این است که دنیا مانند هزاران سال قبل، روال آرام و کندی نخواهد داشت
و بسی جای امید است که انسان با تکیه بر هوش و تفکر خود که از ویژگی های ستایش شده او در قرآن کریم می باشد و به واسطه ی آن به عنوان اشرف مخلوقات معرفی شده است، راهکارهایی در برابر موانع آن قرن بیابد. اما آنچه که به نظر می رسد آموزش و پرورش با چهار مسئله ی مهم در قرن بیست و یکم مواجه خواهد بود که اگر از هم اکنون درصدد پاسخ قاطع برای آن نباشد، نگران کننده خواهد بود.
1- جمعیت افزاینده ی دانش آموزی و برنامه ریزی دقیق و پیش نگر
2- کیفیت آموزش و استاندارد های علمی جهانی و بومی
3- افزایش بهره وری در همه ی ابعاد
4- مطالعات تطبیقی و تحول بر مبنای زمان و ضرورت و فرهنگ
بايد اين مطلب مهم را در نظر داشت كه جوامع پيشرفته بشري با عنايت به توسعه آموزش و پرورش خود توانسته اند پله هاي ترقي و توسعه همه جانبه را بپيمايند.در توسعه آموزش و پرورش ملاكها و فاكتورهاي متعددي نقش دارند .مهمترين آن نظام ارزشيابي در آموزش مي باشد .آموزش را مي توان به عنوان فرايند كنش متقابل معلم و دانش آموز تعريف كرد كه به موجب آن تجارب مناسب يادگيري براي رسيدن دانش آموزان به هدف هاي آموزش و پرورش فراهم مي شود . در آموزش و پرورش سنتي ارزشيابي به عنوان آخرين حلقه هاي فرايند ياددهي ،يادگيري تلقي مي شود كه در پايان دوره آموزشي براي جدا كردن دانش آموزان با توانايي يادگيري متفاوت به كار مي رفت . امروزه ارزشيابي را بخش جدايي ناپذير فرايند ياددهي - يادگيري مي داند كه همراه با آموزش و در ارتباط تنگا نتگ با آن ، به گونه اي مستمر انجام مي گيرد و به جاي تاكيد بر طبقه بندي دانش آموزان و مقايسه آنان با يكديگر ، هدايت يادگيري آنان را مركز توجه خود قرار مي دهد.
ارزشیابی مستمر شامل قضاوت ارزشی در مورد انجام کلیه فعالیت های دانش آموز متناسب با وضعیت تحصیلی خودش ، وضعیت فعلیش در کلاس ، فعالیت های خارج از کلاس (همچون مصاحبه با افراد مطلع ، ساختن ابزار ،تهیه مجموعه و جمع آوری نمونه های مرتبط با درس ، انجام دادن آزمایشات و....) گردشها ، انجام دادن مقداری از تکالیف با هدفی خاص که در تمامی مواد درسی با توجه به مفاهیم مختلف انجام می گیرد و مقدار ضعف و قوت شاگردان را شناسایی می کند ، باشد ، بدین ترتیب مواردی مثل یادگیریهای جدید و تغییردر رفتار ، تغییر در نگرش ها و معلومات و اطلاعات شاگردان را در بر می گیرد.
بالاخره اینکه اعلام نظر در ارزشیابی مستمر می تواند بر اساس کارنما ، بررسی تکالیف ، بررسی دفاتر ، وضعیت روند انجام تحقیقات ، چگونگی گزارشهای دانش آموزان مربوط به موضوعات تدریس ، وضعیت تهیه گزارشات و تحقیقات باشد همچنین می تواند مواردی از قبیل اختراعات ، اکتشافات ، ابداعات ، نوآوریها و بدعتها را در بر گیرد. مشکلات احتمالی در اجرای ارزشیابی - از آنجا که بایستی تمام توانائی دانش آموزان جزء به جزءمورد بررسی قرار گیرد و از طرفی متوسط تعداد شاگردان در هر کلاس زیاد می باشند ، اجرای دقیق ارزشیابی مستمر نیاز به منظور نمودن فرصت مناسب برای اجرا وانجام آن است .
در حال حاضرمعیارهای خاصی برای ارزشیابی مستمر د راختیار معلمین قرار ندارد . کمبود و سایل آموزشی و کمک آموزشی ومحروم بودن کودکان دانش آموزان برخی مناطق همچنین پایین بودن سطح علمی تعدادی از خانواده ها ،کمبود امکانات (مثل فیلمهای آموزشی ، ویدئو ، تلویزیون ، آزمایشگاه ، کارگاه و ....) مشکلاتی برای اجرای تعدادی از ابزارهاو روشها جهت ارزشیابی مستمر فراهم می کنند . هزینه ها ی سنگین امروزه برای تدارک امکانات لازم . نبودهمکاری و هماهنگی لازم بین آموزشگاه و محیط خانواده در اجرای دقیق ارزشیابی مستمر . نا آگاه بودن اکثر خانواده ها و برخی از معلمین از شیوه ارزشیابی مستمر و نحوه نمره گذاری آن . نداشتن تجربه کافی برخی از معلمین عاملی مهم است چرا که معلمین ماتجربه کافی درانجام ارزشیابی مستمر را ندارند و نمی دانند از چه مواردی می شود ارزشیابی انجام داد . اشکال و ابهام در وجود هدفی معین و خاص برای ارزشیابی مستمر چرا که برخی معلیمن هدف از ارزشیابی مستمر را نمره دادن به شاگرد و ارتقاء او به پایه بالاتر تلقی می کنند .
ارزشيابي آموزشي
ارزشيابي آموزشي عبارت است از سنجش كمي و كيفي رشد يا تغييري كه بر اثر آموزش در يادگيرنده به وجود مي آيد.
تفاوت ارزشيابي آموزشي و ارزشيابي پيشرفت تحصيلي
ارزشيابي پيشرفت تحصيلي بيشتر بر بررسي موفقيت فرد تاكيد دارد. ولي در ارزشيابي آموزشي تاكيد ارزشيابي بر موفقيت برنامه است .
.
.
.
مقدمه
امروزه اكثر سازمانها دوره هاي آموزشي متعددي را در مراكز آموزش خود و يا مراكز آموزش موجود در داخل يا خارج از كشور براي توسعه كاركنان خود برگزار مي كنند و اجراي هر دوره متضمن سرمايه گذاري هنگفت و صرف زمان خدمتي نيروي انساني فعال است. لـــذا آگاهي از ميزان اثربخشي دوره هاي آموزشي و بازدهي حاصل از آنها براي مديران بسيار حائزاهميت است به طوري كه همواره چنين پرسشهايي را مطرح مي كنند: سهم آموزش در بهبود محصول / خدمات توليد شده سازمان چقدر است؟ دوره هاي آموزشي برگزار شده چقدر ما را در تحقق اهدافمان كمك كرده است؟ كاستـــي ها و قوتهاي برنامه هاي آموزشي كدامند؟
ارزشيـــابي يكي از مهمترين مراحل برنامه ريزي آموزشي است كه انجام صحيح آن اطلاعــات بسيار مفيدي را درباره چگونگي طرح ريزي و اجراي برنامه هاي آموزشي در اختيار مي گذارد و مبناي مفيدي جهت ارزيابي عملكــــرد آموزشي مراكز آموزش به دست مي دهد.
علي رغم اهميت فوق العاده ارزشيابي، شواهد و قرائن موجود نشان مي دهد كه اين وظيفه حساس برنامه ريزي آموزشي در اغلب سازمانها به صورت مدون و منسجم صورت نمي گيرد و با مسامحه با آن برخورد مي شود، علل اين امر ممكن است: تخصيص ندادن زمان كافي، فقدان ابزار و روش ارزشيابي، نبود متخصص آموزشي باشد و يا امكان دارد پيچيدگي خود ارزشيابي باعث اين مسامحه شده باشد.
از اين رو، ارزشيابي آمــــوزش فرايند جمع آوري ستاده هاي موردنياز براي تعيين اثربخشي آموزش است و اثربخشي فوايدي است كه سازمان و فراگيران از آموزش دريافت مي كنند. فوايد آموزش براي فراگيران شامل يادگيري مهارت يا رفتارهاي جديد و... و براي سازمان مي تواند شامل كاهش ضايعات، كاهش غيبت، افزايش ضريب ايمني در محيط كار و رضايت مشتري و... باشد.
ارزشيابي واژهاي است كه امروزه در بين دستاندركاران حوزههاي مختلف علوم انساني به خصوص آموزش و پرورش و حتي عامه مردم چنان گسترش يافته كه گويي معناي آن براي همه بديهي است و حال آنكه اين مفهوم با گذشت بيش از يك صد سال از بحثهاي تخصصي آن هنوز از تعريفي جامع و مانع از طرف صاحب نظران و علماي تعليم و تربيت برخوردار نگرديده و براي كسب آگاهي درباره آن به ناچار بايد از ديدگاههاي مختلف صاحب نظران نقل گردد.
بزعم«آيزنر»[1]) 1979) و «تايلر» [2](1950) يكي از سه عنصر عمده برنامه درسي، ارزشيابي آموزشي ميباشد كه دو عنصر ديگر آن را هدفها و روشهاي آموزشي تشكيل ميدهند. با وجود اختلاف نظر علماي تعليم و تربيت بر سر تعداد عناصر برنامه درسي تا حدود زيادي اتفاق راي بر سر اين سه عنصر به چشم ميخورد، رابطه اين سه عنصر در جريان برنامه درسي تعاملي است. به طوري كه ارزشيابي نبايد به عنوان آخرين حلقه در برنامه آموزشي محسوب گردد، بلكه ارزشيابي در كنار تمامي فرايندها و فعاليتهاي مختلف آموزشي حضورداشته و بدون آن هيچ كدام از اقدامات اعتبار نمييابند.
سيف ( 1375) معتقد است ارزشيابي وسيلهاي است براي سنجش عملكرد يادگيرندگان و مقايسه نتايج حاصل از آن با هدفهاي آموزشي از پيش تعيين شده به منظور تصميمگيري در اين باره كه آيا فعاليتهاي آموزشي معلم و كوششهاي يادگيري دانشآموزان به نتايج مطلوب انجاميده است يا خير، به عبارت ديگرارزشيابي اساساً به دو دليل انجام ميگيرد: يكي تصميمگيري در مورد گزينش يا ردچيزي و دوم تصميمگيري در مورد چگونگي بهسازي آن چيز.
بنابراين ارزشيابي جزيي از فرآيند آموزشي است و «چون تعليم و تربيت نيازمند به زمان و فرصت طولاني ميباشد، بايد در هر مرحله به ارزشيابي بازده، محتوا و روشها بپردازيم» (رخشان ،1376) و دگرگونيها و تغييرات لازم را در آن به وجود آوريم تا به نتايج مطلوبتر و مطمئنتر دست يابيم. اصطلاح ارزشيابي به طور ساده به تعيين ارزش براي هر چيز يا « قضاوت ارزشي[3]» گفته ميشود با اين حال تعريف كاملتري از ارزشيابي را ميتوان چنين بيان نمود : ارزشيابي به يك فرايند نظامدار (سيستماتيك) براي جمعآوري، تحليل و تفسير اطلاعات گفته ميشود، به اين منظور كه تعيين گردد هدفهاي مورد نظر تا چه ميزاني تحقق يافتهاند (گي، 1991).
بزعم «ورتن» [4] و«سندرز» [5] (1987) ارزشيابي آموزشي فعاليتي است رسمي كه براي تعيين كيفيت اثر بخشي، يا ارزش يك پروژه، فرايند و يا برنامه درسي به اجرا در ميآيد.
با توجه به تعاريف مختلفي كه از ديدگاههاي صاحب نظران بيان شد آشكار ميگردد ارزشيابي آموزشي نه تنها آخرين حلقه فرايند آموزشي نيست و نبايد از آن تنها براي سنجش و اندازهگيري جهت ارتقاء دانشآموزان به پايه تحصيلي بالاتر مورد استفاده قرار گيرد، بلكه به عنوان فرايندي است در تمام مراحل ياددهي و يادگيري. در اين مقاله سعي گرديده است با توجه به وريكردهاي ارزشيابي نوين با تأكيد برارزشيابي مستمر و توصيفي به معناي واقعي، روش خود ارزشيابي، همسالسنجي و باز خورد توصيفي بصورت كاربردي مورد بررسي قرار گيرد.
پیچیدگی امر تعلیم و تربیت و نیز دسترسی به حوزه ای از معرفت که ما را علی رغم همه معضلات در رسالتی که بر دوش داریم ، راهبر باشد نیاز به پژوهش های علمی دارد . هرچند تاکنون به دلایل عدیده ، تحقیقات در آموزش و پرورش ایران ، نتوانسته جایگاه اصلی خود را پیدا کند که شاید یکی از اصلی ترین دلایل آن ، عدم باور و اعتقاد مدیران به نتایج اینگونه تحقیقات باشد اما به هرحال نمی توان بدون استناد به یافته های تحقیقاتی ، پاسخ گوی این همه پرسش در نظام تعلیم و تربیت بود . برخی از کشورها با بهره گیری از نتایج تحقیقات به موفقیت های زیادی دست یافته اند و برخی دیگر در ابتدای راه بوده و لذا با مشکلات فراوانی دست به گریبان هستند و بدین جهت ضرورت یک تحول در اندیشه مربیان و مسؤولان این قبیل کشورها ، امرمهمی است که به خوبی احساس می شود و ایران ما نیز به دلیل ساختار عظیم تعلیم و تربیت و جمعیت بالای دانش آموزی از این قاعده مستثنی نمی باشد .
ارزشيابي عبارت است از"فرايندي منظم براي تعيين وتشخيص ميزان پيشرفت يادگيرندگان دررسيدن به هدفهاي آموزشي"اصطلاحات فرايندمنظم وهدفهاي آموزشي دراين تعريف حائزاهميت هستند. منظورازفرايندمنظم اين است که ارزشيابي بايدبرطبق يک برنامه وروال منظم انجام گيردوازاين رومشاهدات بي نظم وترتيب ازرفتاردانش آموزان را نمي توان ارزشيابي ناميد.درضمن کاربردهدفهاي آموزشي حاکي ازاين است که درارزشيابي حتما"هدفهاي آموزشي ازپيش مشخص شده باشندوارزشيابي بايدبراين هدفهامبتني باشد.
|
آموزش پاور پوینت .درس اول : ساخت اسلاید متنی پاور پوینت نرم افزاری است برای تهیه نمایش اسلاید و گزارش های چند رسانه ای. این ابزار برای معلمان، دانش آموزان، سخنرانان، مدیران و تجارت پیشه ها بسیار مفید است. به کمک پاور پوینت شما می توانید محصول خود را معرفی کنید، چکیده سخنرانی یا مقاله خود را ارائه دهید، یک آلبوم تصاویر بسازید و هزاران کار جذاب دیگر انجام دهید. در این درس با هم یک نمایش ساده پاور پوینت خواهیم ساخت.
آموزش پاور پوینت. درس دوم :رسم اشکال ساده در پاور پوینت، ابزارهای رسم مناسبی وجود دارد. علاوه بر آن شما این امکان را دارید که شکل ها و تصاویر آماده را نیز بکار گیرید. در این درس، روش رسم اشکال ساده را با هم تمرین می کنیم.
آموزش پاور پوینت. درس سوم :رسم نمودار و وارد کردن تصویر پاور پوینت ابزار قدرتمندی برای رسم نمودار است. ما در اینجا نمونه ساده ای از رسم نمودار را بررسی می کنیم. هم چنین روش وارد کردن کلیپ آرت و عکس به اسلاید را نیز بررسی می کنیم.
آموزش پاور پوینت. درس چهارم: ایجاد جلوه های حرکتی جلوه های حرکتی، می توانند جذابیت بسیاری به نمایش اسلاید شما بدهند. به کمک جلوه ها می توانید روی بخش های خاصی از اسلاید تاکید کنید، هر یک از اشیاء را مشخص کنید و ورود هر اسلاید را زیباتر کنید. |
به راستي در امتحان گرفتن از بچه ها، چه هدفي را دنبال مي کنيم؟ چه کسي را ارزيابي مي کنيم؟ خودمان، دانش آموز، نظام آموزشي يا هر سه را؟ آيا به راستي آن که در جريان يک آزمون کتبي دو ساعته، بالاترين امتياز را مي آورد، همان است که هدف هاي آموزشي در مورد او بيشتر تحقق پيدا کرده است؟ آيا به واقع با اين شيوه آنچه را بايد اندازه گيري کنيم، اندازه مي گيريم؟
ما معلمان زماني دانش آموز بوده ايم. در آن زمان خيلي خوب احساس مي کرديم و باور داشتيم که بسياري از ارزش هاي خوب همان هايي هستند که قابل اندازه گيري نيستند، ولي امروز آن باور را فراموش کرده ايم. واژه ارزشيابي به معناي يافتن ارزش هاست. يافتن آنچه نه در زمان محدود، بلکه در فرايند آموزش و تلاش براي يادگيري و آموختن حاصل مي شود.
به عنوان معلم بايد عميقا باور داشته باشيم که هر دانش آموز قابليت رشد و يادگيري را دارد به شرط آنکه ما آن ابزار سنتي را که بدون توجه به تفاوت هاي فردي، به دنبال يافتن نقطه ضعف هاست، رها کنيم و ابزاري بسازيم که توانايي هاي او را شناسايي کند، به دانش آموز اعتماد به نفس بخشد و براساس اين باور عمل کند که آموزش و ارزشيابي فرايندهايي در هم تنيده اند.
ارزشيابي يک فرايند نظام يافته (سيستماتيک) براي جمع آوري، تحليل و تفسير اطلاعات است تا تعيين شود که آيا هدف هاي موردنظر تحقق يافته اند يا در حال تحقق يافتن هستند و به چه ميزاني؟
ارزشيابي پيشرفت تحصيلي به نمره دادن و صدور گواهينامه خلاصه نمي شود بلکه يکي از اهداف اصلي آن کمک به معلم در شيوه هاي آموزشي خود و رفع نواقص يادگيري دانش آموزان است، در صورتي که ارزشيابي صحيح و مناسبي صورت نگيرد، تبعاتي همچون کاهش علاقه به دانش آموزان، هدر رفتن سرمايه هاي مادي و انساني، افزايش نرخ مردودي و تکرار پايه، اختلال در رشد عاطفي دانش آموزان، از ميان رفتن خلاقيت و... را در پي خواهد داشت. بنابراين مشاهده دانش آموزان در کلاس درس، آزمايشگاه و ساير موقعيت هاي پرورشي، استفاده از گفت وگوهاي غيررسمي و مصاحبه، بررسي کارهاي علمي دانش آموزان، اجراي آزمون هاي مختلف و... از مهمترين فعاليت هاي آموزشي معلمان قلمداد مي شود.
منبع: روزنامه مردم سالاري
در رويكرد سنتي ارزشيابي، عمدتاً معلمان، تلاش مينمودند از نتايج يادگيري دانشآموزان ارزشيابي به عمل آورند و آن را به صورت نمره گزارش دهند. كمتر تلاش ميشد كه به نحوه و چگونگي يادگيري و بهبود آن توجه شود. اما درالگوي جديد ارزشيابي، معلم، ارزشيابي را در خدمت يادگيري قرار ميدهد؛ لذا نگاه وي به آن كاملاً تغيير ميكند. ارزشيابيهاي او به گونهاي است كه به يادگيري بهتر بينجامد. لذا ضعفهاي عملكرد دانشآموزان و قوتهاي آنها، براي اين منظور بررسي ميشود كه راهي براي برطرف كردن و يا بهبود آنها يافت شود، نه اين كه صرفاً ضعفها منعكس شود. همچنين اين الگوي ارزشيابي، موجب ميشود معلم خود را همسفر يادگيري دانشآموزان بداند و با آنها در مسير حركت كند، نه كسي كه در پايان راه ايستاده و منتظر است كه مشاهده كند چه كسي زودتر به پايان راه (يادگيري) ميرسد.
امروزه اكثر سازمانها دوره هاي آموزشي متعددي را در مراكز آموزش خود و يا مراكز آموزش موجود در داخل يا خارج از كشور براي توسعه كاركنان خود برگزار مي كنند و اجراي هر دوره متضمن سرمايه گذاري هنگفت و صرف زمان خدمتي نيروي انساني فعال است. لـــذا آگاهي از ميزان اثربخشي دوره هاي آموزشي و بازدهي حاصل از آنها براي مديران بسيار حائزاهميت است به طوري كه همواره چنين پرسشهايي را مطرح مي كنند: سهم آموزش در بهبود محصول / خدمات توليد شده سازمان چقدر است؟ دوره هاي آموزشي برگزار شده چقدر ما را در تحقق اهدافمان كمك كرده است؟ كاستـــي ها و قوتهاي برنامه هاي آموزشي كدامند؟
ارزشيـــابي يكي از مهمترين مراحل برنامه ريزي آموزشي است كه انجام صحيح آن اطلاعــات بسيار مفيدي را درباره چگونگي طرح ريزي و اجراي برنامه هاي آموزشي در اختيار مي گذارد و مبناي مفيدي جهت ارزيابي عملكــــرد آموزشي مراكز آموزش به دست مي دهد.
علي رغم اهميت فوق العاده ارزشيابي، شواهد و قرائن موجود نشان مي دهد كه اين وظيفه حساس برنامه ريزي آموزشي در اغلب سازمانها به صورت مدون و منسجم صورت نمي گيرد و با مسامحه با آن برخورد مي شود، علل اين امر ممكن است: تخصيص ندادن زمان كافي، فقدان ابزار و روش ارزشيابي، نبود متخصص آموزشي باشد و يا امكان دارد پيچيدگي خود ارزشيابي باعث اين مسامحه شده باشد.
از اين رو، ارزشيابي آمــــوزش فرايند جمع آوري ستاده هاي موردنياز براي تعيين اثربخشي آموزش است و اثربخشي فوايدي است كه سازمان و فراگيران از آموزش دريافت مي كنند. فوايد آموزش براي فراگيران شامل يادگيري مهارت يا رفتارهاي جديد و... و براي سازمان مي تواند شامل كاهش ضايعات، كاهش غيبت، افزايش ضريب ايمني در محيط كار و رضايت مشتري و... باشد.
مقدمه
طرح ارزشیابی توصیفی مشهور به ارزشیابی کیفی یا طرح حذف نمره ،تجربه نو آورانه ی برخاسته از عمل در مقطع ابتدایی آموزش و پرورش ایران است.این طرح به صورت پیش آزمایشی در سال تحصیلی 82-81 اجرا و ارزشیابی شد. گزارش ارزشیابی طرح توسط نویسنده این مقاله که مجری این ارزشیابی بوده بلافاصله منتشر گردید(محمد حسن مقنی زاده،1381). اجرای آزمایشی این طرح درچهار سال تحصیلی بعد ادامه داشته است.
من یار مهربانم دانا وخوش بیانم
گویم سخن فراوان با آنکه بی زبانم
پندت دهم فراوان من یار پند دانم
من دوستی هنر مند با سود و بی زیانم
ازمن مباش غافل من یار مهربانم

از ۲۴ آبان تا ۳۰ آبان به مناسبت هفته ی کتاب وکتاب خوانی نمایشگاهی با ۳۷۴ عنوان کتاب با موضوعات مختلف اعم از مذهبی،داستاني ، شعر وعلمي در مركز فرزانگان برپا گرديد،كه مورد استقبال دانش آموزان و دبيران قرار گرفت.همچنين به همين مناسبت كتاب ((خشمگين ميشويم!چه كنيم؟))نوشته اليزابت ورديك،مارجوري ليسووسكي ترجمه ي حسن نصيرنيا به تمامي دبيران ودانش آموزان اهدا گرديد ، همراه با پرسشنامه اي از مطالب كتاب ، كه اسامي برندگان به قيد قرعه تا پايان آبان ماه اعلام خواهد شد.

در اين هفته از دبيران و دانش آموزان برتر كتاب خوان واعضاي فعال كتابخانه ي مركز نيز تقدير وتشكر بعمل آمد.
دبيران محترم خانم ها :آقا جان زاده و بابايي.
دانش آموزان عزيزخانمها:یگانه فارسی۱/۱-پریساعطایی۳/۱ - درسا کرد۳/۱ - میترا یاوری۴/۱ - پریسا باب الحوائجی۱/۲ - خدیجه جهانشاهی۱/۲ - حوریا سیف۲/۲ - پگاه شادمهر۳/۲ - فاطمه خلیلی۴/۲- سحر اسماعیل شیرازی۳/۳- نیلوفر هاشمی۳/۳- نسترن اهرابی۴/۳ - هلیانه خیاط بصیر ۴/۳ - فاطمه شاهجویی ۴/۳
مسابقه ي كاريكاتور نيز در اين نمايشگاه برگزار گرديد ، كه آثار برگزيده در پايان نمايشگاه مورد تقدير قرار خواهند گرفت.
انسان نميتواند به تنهايي زندگي كند و اين واقعيت سر منشاء شكلگيري تمامي گروهها، جمعيتها و جوامع بشري از گذشتههاي دور تا به امروز بوده است. تمامي انسانها در هر گروه و جامعهاي با توجه به تواناييها و شرايط حاكم، با همكاري يكديگر به بقاي خود و ديگران كمك كردهاند. هرچه فرد در برقراري ارتباط در جامعه با ديگران موفقتر عمل كند و در واقع هوش اجتماعي بالاتري داشته باشد، زندگي بهتر و راحتتري را تجربه خواهد كرد. يادگيري تكنيكهاي همكاري و برقراري ارتباط با ديگران يكي از ضروريات مهم در زندگي هر كودكي محسوب ميشود. زماني كه فرد در سنين پايين همچون دوران دبستان آموزش ببيند، اين آموزهها در وي دروني شده و سبب خواهد شد در آينده در زندگي موفقتر عمل كند.
كسب مهارت
زماني كه بچهها با همكاري يكديگر به صورت جمعي به دنبال دستيابي به هدفي مشترك هستند، خواهند توانست به انجام پروژهاي دست بزنند كه به تنهايي قادر به انجام آن نبودهاند. همچنين كار گروهي به بچهها كمك ميكند كه كارهايي كه در آنها مهارت بالايي ندارند، بهتر شوند، مانند صبور بودن، كار كردن براساس برنامههاي از پيش سازمان يافته، كار كردن در سر وقت و ...
اجتماعي شدن
هنگامي كه بچهها در قالب يك گروه در كنار يكديگر قرار ميگيرند و هدفي مشترك را دنبال ميكنند، مجبور خواهند شد براي انجام مسئوليت محول شده به گروه با يكديگر ارتباط برقرار كنند، حرف بزنند، به نظرات ديگران گوش بسپارند و نظرات خود را بيان كنند و از همه مهمتر مجبور خواهند شد تا خجالتي بودن را فراموش كنند. كار گروهي به بچههايي كه در يك كلاس هستند، اما ارتباط چنداني با يكديگر ندارند، امكان دوست شدن برايشان فراهم ميكند.
فراگيري بهتر و بيشتر
كارهاي گروهي اغلب كارهاي گستردهتر و پيچيدهتري نسبت به فعاليتهاي فردي هستند به همين سبب زماني كه بچهها در پروسه كار وارد ميشوند، مطالب بيشتري را فرا خواهند گرفت، همچنين با كار گروهي بچهها ميتوانند در زماني كمتر، مطالب بيشتري را ياد بگيرند و چون خود آنها نيز در فرايند كار درگير بودهاند، كيفيت يادگيري آنها نيز افزايش خواهد يافت.
ايجاد حس رقابت
بچهها زماني كه در گروه همسالان خود قرار ميگيرند و به فعاليتي يكسان ميپردازند،ناخودآگاه حس رقابتشان برانگيخته ميشود و فعاليت بيشتر و بهتري انجام خواهند داد، در نتيجه كلاس فعال و پوياتر خواهد شد و همه بچهها براي آن كه از ديگران عقب نمانند، تلاش خود را افزايش خواهند داد.
شروع كار
در ابتداي كار به بچهها آموزش دهيد كه تمامي اعضاي گروه بايد با هم كار كنند، همه چيز را با هم بررسي كرده و در خصوص تمامي مسائل با هم گفتگو كنند.به بچهها بياموزيد كارها را با توجه به مهارتهاي فردي افراد گروه تقسيم كنند و براي انجام اين كار بهتر است هر يك از اعضا ابتدا درخصوص تواناييهايي كه دارد و فكر ميكند براي انجام كار گروهيشان راهگشا است، با ديگران مشورت كند. يكي ديگر از مسائلي كه از همان ابتداي امر لازم است تا هر يك از اعضا بدون خجالت كشيدن از يكديگر مطرح كنند، مسئوليت هايي است كه فرد از پس آن برنميآيد اما به اومحول شده است.
منصفانه كار كردن
مشخص كردن كارهاي هر يك از افراد گروه يكي از مراحل مهم كار گروهي است. اتفاقي كه در بيشتر كارهاي گروهي در مدرسه مِيافتد آن است كه يك نفر تمامي كارهاي كل گروه را به تنهايي انجام ميدهد. يكي از دلايل اصلي بيعلاقگي به كار گروهي و ترجيح كارهاي فردي نيز همين مساله است. حتي بسياري از پدر و مادرها نيز زماني كه متوجه ميشوند كودكشان به عنوان عضوي از گروه به انجام فعاليتي بپردازد با يادآوري خاطرات تلخ خود نظر مساعدي در اين زمينه نشان نميدهند و به جاي ترغيب بچهها به گروهي عمل كردن، آنها را به سمت فردگرايي سوق ميدهند. براي آن كه كار در ميان اعضاي گروه به صورت منصفانهاي تقسيم شود، بهتر آن است كه معلم خود براي كاري كه انجام داده است، توضيحاتي به صورت كتبي يا شفاهي ارائه كند.
هدايت گروه
براي آن كه بچهها بتوانند در كنار يكديگر به طور صميمانه كار كنند، بهتر است علاوه بر آن كه معلمان بر كارشان نظارت دارند، يك نفر هم به عنوان سرگروه به كارها نظم بدهد. در واقع كليد برگزاري جلسات موفق گروهي، داشتن يك سرگروه است، كسي كه جلسه را هدايت ميكند. البته لازم نيست كه رياست را هميشه به يك نفر سپرد، بلكه بهتر است همين كار به صورت گردشي به اعضاي گروه سپرده شود.
بروز مشكلات
غالباً زماني كه بچهها دچار مشكل ميشوند، سريعاً سراغ والدين خود رفته و از آنها كمك ميطلبند. در بيشتر موارد نيز والدين بدون تحقيق و يكطرفه در موضوع مداخله ميكنند و اغلب مسائل تبديل به تشنجي ميان والدين و معلمان ميشود. بهترين راه براي حل مشكلات بچهها اين است كه از آنها بخواهيد در صورت هرگونه اختلاف و مشكلي، هر دو طرف دعوا با هم مساله را نزد معلم ببرند تا ايشان تصميم نهايي را اتخاذ كند. يكي ديگراز راهحلها آن است كه در طول انجام كار براساس يك برنامه زمانبندي شده، گروه، جلساتي را براي حل مشكلات و ابهامات برگزار كند، اما بچهها نبايد فراموش كنند كه در ميان اين جلسات بيشتر بايد شنونده باشند تا گوينده و بكوشند از بهانهجويي و مخالفتهاي بيهوده پرهيز كنند. در پايان بايد فراموش نكنيد كه پروژههاي گروهي نيز همچون تكاليف درسي، زماني آموزنده خواهند بود، كه از سوي خود بچهها اجرا شوند، بنابراين بهتر است از انجام كارهاي مربوط به آنها بپرهيزيد.
منبع: روزنامه اطلاعات ٢١/١١/١٣٨٦
معلمان باید استانداردهایی برای موفقیت تعیین کنند و دانش آموزان را آگاه سازند که از همه آنها انتظار می رود به این استانداردها دست یابند. این توصیه ، دو موضوع بسیار با اهمیت را به یکدیگر پیوند می دهد:
یکی تعیین استانداردهای هدفمند ، یعنی استانداردهای مهم، چالش برانگیز و قابل حصول و دیگری انتقال انتظارات معلم به دانش آموز،یعنی انتظار دستیابی آنان به این استانداردها ، این توصیه از این رو اهمیت دارد که علاوه بر پیشنهاد دستیابی به بعضی استانداردها ،پیشنهاداتی نیز برای اجتناب از استانداردهای دلخواه (۱) و ناپایدار (هوس برانگیز) (۲) دارد. همچنین توصیه می کند، از استانداردهایی که برای دانش آموزان قابل حصول نیستند ، دوری شود و از استانداردهایی که دانش آموزان بدون هیچ تلاشی می توانند به آنها دست یابند نیز پرهیز شود و سرانجام این که نباید انتظارات زیادی از دانش آموزان به خصوص گروه های کوچک تر دانش آموزی داشت .
اولين شرط داشتن مدرسه پيشرو، نگرش و نگاه نو نسبت به برنامههاي آموزشي است. برنامههاي آموزشي در كنار درسهاي رايج به ويژه در دوره آموزش عمومي بايد مشتمل بر هنر، كاردستي، ورزش، گردشهاي تفريحي، علمي، موسيقي و … نيز باشد. در صورت وجود اين فعاليتها در مدرسه، دانشآموزان با اشتياق وارد مدرسه ميشوند؛ زيرا اين فعاليتها براي آنان شوقانگيز و شاديآور است.(4)
در مدرسه پيشرو، دانشآموزان نه تنها در فعاليتهاي آموزشي و درسي مشاركت فعال دارند بلكه در اداره مدرسه و حتي پرورش حرفهاي معلمان نيز شركت ميكنند. در يكي از شمارههاي مجله ”نشنال جئوگرافيك ورد“(5) ويژه كودكان در سال 1998 كودكي 11 ساله در پاسخ به اين سؤال كه ”به نظر شما بزرگسالان چه مطالبي را بايد بياموزند؟“ ميگويد: ”بزرگترها خيلي چيزها را ميدانند اما يك چيز را نميدانند و آن اين است كه اگر به دقت به صحبتهاي ما گوش دهند خيلي چيزها از ما ميآموزند و ما ميتوانيم به آنها خيلي چيزها ياد بدهيم“.(6)
دومين شرط داشتن مدرسه پيشرو تجزيه و تحليل برنامههاي آموزشي با رويكرد نوين است. رويكرد سنتي به برنامهريزي آموزشي، رويكردي سيستمگراست و به دروندادها توجه دارد؛ مثلاً وقتي از مسائل اساسي آموزش و پرورش سخن به ميان ميآيد، كمبود منابع مالي، نيروي انساني، فضاي آموزشي، وسايل كمك آموزشي، جمعيت دانشآموزي و مسائلي از اين دست را حايز اهميت فوقالعاده ميداند. آنها در اولويت نخست قرار ميدهد و كاستيهاي نظام آموزشي را نيز به آنها مربوط ميكند. در مقابل رويكرد نوين نتيجهگراست و به محصول و بروندادها توجه دارد و فرآيند ياددهي ـ يادگيري را مدنظر قرار ميدهد. در اين رويكرد فعاليتهاي مدرسه، برنامههاي آموزشي، ساختار مدرسه و اينكه حاصل همه اين فعاليتها چيست و چه انساني از اين نظام بيرون ميآيد، مورد نظر است. در اين رويكرد، كيفيت آموزش اهميت ويژهاي دارد.
به بيان ديگر فقط اهميت ندارد كه كلاس درس در زير يك چادر يا در مكاني مدرن با تجهيزات كامل برگزار شود، بلكه نكته مهم فعاليتهايي است كه در آن صورت ميگيرد، تعاملات انساني است كه آنها را ميسازد، روشهايي كه به كار گرفته ميشود و تأثيراتي است كه به همراه دارد. در رويكرد نوين به برنامههاي آموزشي، دغدغه مسئولان آموزش و پرورش ميزان بهرهگيري دانشآموز از فعاليتهاي كلاسي، ميزان مشاركت آنها در مدرسه، كلاس و تمرين مهارتهاي فردي و اجتماعي و به عبارتي مهارتهاي زندگي است. برپايه اين نگرش هر مشكلي ناشي از مسائل مالي نيست و با امكانات اقتصادي هم رفع نميشود.
امروزه، بيش از هر چيز بر محصول و كاركرد نظام آموزشي تأكيد ميشود؛ بنابراين همه ما به بازسازي رويكردهاي خود به نظام آموزشي نيازمنديم تا مسائل و تواناييهاي آن را بار ديگر تعريف و سازماندهي كنيم و از منظر نويني به آن بنگريم. براي تغيير در ساختار، كاركردها و بهبود كيفيت آموزشي مدرسه بايد قبل از ايجاد هرگونه تغييري، نگرشها و رويكردهاي خود را نسبت به تواناييها، نيازها و دشواريهاي آموزش و پرورش از نو بسازيم.
• پينوشت منابع:
1) H.j. Freiberg,(ed.), School climate: Meauring, Improring and sustaing Hea Lthy Learning Enviranments, (London: Falmer Press, 1999).
2) Globalisation.
3) سركار آراني، محمدرضا، 1382، اصلاحات آموزشي و مدرنسازي با تأكيد بر مطالعه تطبيقي آموزش و پرورش ايران، نشر روزنگار، چاپ اول، تهران.
4) A., Harris, I. Jamieson and L. Rass, School Effectiveness and School Impvovement, (London: Pitman Publishing, 1996).
5)National Geoqraphic World.
6) C. Millsap, Kids Network National Geographic, Number 276, 1998
امروز در سطح بينالمللي با اصطلاح ”مدرسه پيشرو“ مواجهيم. مدرسه پيشرو مدرسهاي است كه در آن نقش مدير، ساختار مدرسه، كاركردها و اصول و مباني حاكم بر آن به شكل نويني تعريف و بازسازي شده است.(1)
مدرسه پيشرو مدرسهاي است كه ميتواند كاركرد خود را با توجه به نيازهاي روز جامعه و كودكان تغيير دهد و آن را ارزيابي كند. آنچه مدرسه پيشرو را از مدارس صنعتي متمايز ميسازد، تفاوت در ساختار و كاركردهاي مدرسه است. در رويكرد سنتي توجه همه به كميتهاست؛ بنابراين راهحل بيشتر مسائل در امكانات اقتصادي جستوجو ميشود ولي آنچه مدرسه پيشرو را ميسازد نگاه متفاوت به تعاملات درون نظام آموزشي، كيفيت بروندادهاي مدرسه و نقش امكانات مالي در بهبود كيفيت آموزشي است. براساس اين نگرش، داشتن مدرسه پيشرو با وجود كمبود منابع مالي نيز امكانپذير است و حتي مدرسهاي كه در آن كامپيوتر نباشد، ميتواند شوقانگيز باشد. در رويكرد نوين، فناوري آموزشي پيچيده و گرانقيمت ضامن بهبود كيفيت تلقي نميشود بلكه كمارزشترين شيء پيرامون فرد، خانه، مدرسه، كلاس، معلم و دانشآموز نيز ميتواند يك وسيله كمك آموزشي باشد و فرد را در فرآيند ياددهي ـ يادگيري براي آموزشي اثربخش ياري دهد.